جزوه انقلاب اسلامی: جلسه هشتم قسمت10

خرید بک لینک

* ایرانxadپهلویxadدر ردهxadچهxadکشورهایی بود؟! «فرانس فیتزجرالد»، نویسندهxad سرشناس آمریکایی، مشاهداتش در ایرانxadرادرسال۱۳۵۳درمقالهxadایxadبهxadنام(giving the shah everything he wants) «به شاه هرچه میخواهدبدهید»،که در یکی از مجلات امریکا چاپ شد، آورده است:«وضعیت ایران به طور کلی به مراتب بدتر از کشوری مانند سوریه است که نه نفت و نه ثبات سیاسی دارد. بهxadاینxadدلیلxadکه شاه برای توسعهxadکشور هرگز تلاش جدی نکرده است...ثروت کشور بیشتر به سوی خودروهای شخصی و نه اتوبوس، کالاهای مصرفی و نه بهداشت عمومی، و به سوی حقوق سربازان و پلیس کشور و نه آمورگاران، سرازیر شده است.»

در استراتژى توسعه اقتصادى شاه، كمتر به تكنولوژى پيشرفته غرب و بيشتر به واردات تسليحات و جنگ افزار توجه شده بود. كالاى عمده صادراتى ايران نفت بود و همه چيز به درآمد نفت بستگى داشت.عايدى حاصل از نفت كه در اواسط دهه 1340 حدود 500 ميليون دلار بود، در سال 1355، از 20 ميليارد (چهل برابر) تجاوز كرد.به همين ترتيب واردات كشور از 560 ميليون دلار در سال1341، به بيش از 3 ميليارد دلار در سال 1351 و 400/18 ميليارد دلار در سال1356 رسيد. همچنين رشد عوايد نفت به سقوط سهم صادرات غير نفتى انجاميد، به طورى كه در سال1356 سهم صادرات غير نفتى به 2 درصد كاهش يافت.به بيان ديگر، در آستانه دروازه هاى «تمدن بزرگ » صادرات كالاى كشاورزى و صنعتى ايران تنها 2 درصد كل صادرات كشور بود. همان كتاب، صفحات240 تا 262. در زمينه بهداشت و فرهنگ، طى دهه 1343 تا 1353 نيز اقداماتى صورت گرفته بود، تعداد پزشكان سه برابر و ميزان سواداندوزى از 26 درصد در سال 1343 به 42 درصد، در اوائل دهه 1350 ترقى كرده بود، همچنين اعتبار براى هزينه هاى آموزش عالى از 6/7 درصد در سال1343 به 13 درصد در سال 1349 افزايش يافته بود. دكتر ابراهيم گرانفر، اقتصاد در حال توسعه و برنامه ريزى نيروى انسانى، 1351، صفحه 163. ولى اين نكته نيز حقيقت داشت كه ايران طى يك دهه گذشته از لحاظ كمبود پزشك، كمبود امكانات بهداشتى و بيمارستانى، يكى از كشورهاى عقب مانده خاورميانه محسوب مى شد.افزون بر اين 68 درصد بزرگسالان كشور همچنان بىxadسواد باقى مانده بودند،كمى بيش از 40 درصد اطفال در مدارسxadابتدايى درس مى خواندند.براى 000/290 ديپلمه متقاضى تحصيلات عالى، سالانه 000/60 محل وجود داشت و حد نصاب كسانى كه تحصيلات عالى داشتند، كمتر از ديگر كشورهاى خاورميانه بود. تعداد خانواده هايى كه فقط در يك اطاق زندگى مى كردند، طى ده سال (1346 تا 1356) افزايش يافته بود و از 36 درصد به 43 درصد رسيده بود.

همچنين در اين زمينه ر.ك كتاب «رويارويى انقلاب اسلامى ايران و آمريكا»، جميله كديور، انتشارات اطلاعات، 1374. براى آگاهى بيتشر ر.ك: 1- چارچوبى براى تحليل و شناخت انقلاب اسلامى در ايران، محمد باقر حشمت زاده، مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، صص 132 - 145. 2- آخرين انقلاب قرن، (مجموعه مقالات)، عباس زارع، نشر معارف، 1379، ص 239، مقاله بستر اقتصادى انقلاب ايران. 3- جرعه ى جارى (سى مقاله پژوهشى پيرامون انقلاب اسلامى ايران) به اهتمام على ذوعلم، مقاله تحليلى بر ريشه هاى اقتصادى، سياسى انقلاب ايران، نوشته عبدالرحيم گواهى، ص 161 .

با اين وجود در بخشxadهاي فقير جامعه، فقر هر روز بيشتر و شكاف طبقاتي عميقxadتر ميxadشد كه اين امر دلايلي دارد:

3/1- عدم توزيع منصفانه، باعث رشد اقتصادي يك طبقه خاص وابسته به حكومت ميxadشد.

3/2- عمده مقاطعهxadكاريxadهاي پرسود، طرحxadهاي پرمنفعتxadدولتي ... مال مقامات حكومتي بود. بر اساس يك برآورد تنها در فاصله 1352-1355 حق كميسيون مقامxadهاي دولتي از يك ميليارد دلار فراتر رفت. اين نوع توزيع ثروت بخشيxadازxadجامعهxadايرانيxadكه شالوده حكومت شاه را تشكيل ميxadدادند (اعضاي دربار، ارتش، ساواك، و بلندپايگان ديوان سالاري) و مورد اعتماد شخص شاه بودند تعلق ميxadگرفت.(همان، ص 464).

3/3- حدود چهل درصد از بودجه كشور به ارتش اختصاص داده ميxadشد كه تعداد نيروها و پرسنل آن هر روز بيشتر و بيشتر ميxadشد و در سالxadهاي آخر به 413 هزار نفر رسيده بود. حدود هزارانxad مستشار نظامي آمريكا (به ازاء هر صد سرباز يك مستشار نظامي) فعاليت ميxadكرد. و تعداد اعضاي ساواك غير قابل شمارش بود، بر اساس برآورد يك ديپلماتxadغربي در تهران از هر هشت نفر افراد بالغ يك نفر جاسوس ساواك هستند.ارتش، بودجه مخفي نيز داشت به اضافه40 درصد بودجه رسمي20 درصد خانوادهxadهاي سطح بالا سهم خود را در هزينهxadها از 79/51 درصد در سال 1339 به 56/55 درصد در سال 1353 افزايش دادند؛ ولي در مقابل40 درصد خانوادهxadهاي سطح پايين در همين دوره سهم خود را از 13/9 در صد به 96/11درصد كاهش دادند.(ر.ك: همان، ص 491).به موجب آمار احمد اشرف صرفا 5/1 درصد جمعيت كشور سهم خود را در درآمد ملي بالا برده بودند.(ر.ك: همان، ص 508).

3/4- تنها ده درصد از درآمدxadسرشار نفت و كمترxadاز 15 درصد از كلxad واردات به امر توسعه اختصاص مي يافت.(ر.ك: همان، ص 464).

3/5- خانواده سلطنتيxadكه جمعا از 63 شاهپور و شاهدوخت ... تشكيل شده بود بخش عظيمي از ثروت را به خود اختصاص ميxadداد، جمع ثروت اين خانواده به بيش از بيست ميليارد دلار ميxadرسيد.(ر.ك: ص331-332). برادران و خواهران شاه و وابستگان آنها، از سهامداران عمده بسيارى از شركتهاى داخلى، يا واسطه معاملات بين دولت و شركتهاىxadخارجى بودند و از اين رهگذر، صدها ميليونxadدلار به جيب زدند.روزنامه نيويوركxadتايمز در شماره10 ژانويه1979 به استناد گفته يكى از منابع بانكى در آمريكا نوشت «....فقط اوراق بهادار متعلق به شخص شاه بيش از يك ميليارد دلار است و تنها طى دو سال آخر، مبلغى بين 2 تا 4 ميليارد دلار از سوىxadخانواده سلطنتىxadايران به آمريكا منتقلxadشده است.»محمدرضاشاه،در سالهاىxad اول دهه1350 بىxadاعتنا به انتقاد مخالفان و مطبوعات در رؤياى«تمدن بزرگ »و با تكيه به پشتيبانى واشينگتن،خودxad را رهبرانقلاب xadشاه و مردم و محبوب ملتxadمى دانست. وىxadدرزمستان1353درمصاحبهxad xadبا xadخبرنگار xadروزنامه گاردينxad گفت: «مردم ايران، با قلب xadو روحشان، پشت سرپادشاهxadخود ايستاده اند»(Gardian,January 14, 1974.)

3/6- شركت ملي نفت به صورت محرمانه ولي دائمي مبلغ كلاني به حساب شخصي شاه واريز ميxadنمود. به گونهxadاي كه سرمايه شخصي شاه به يك ميليارد در سال1350رسيده بود.(تاريخ تحولات اجتماعي ايران، جان فوران، ترجمه احمد تدين، ص 464 و كتاب ايران بين دو انقلاب، پيشين، ص 538). با اين سرمايهxadها نهادهايي اداره ميxadشد كه آنها نيز هدفي جز سلطه بيشتر حكومت بر تمامي ابعاد زندگي مردم نداشتند مثل نهادxadپهلوي كنترل و نفوذ در مراكز مهم اقتصادي يكي از وظايف اين نهاد بود به گونهxadاي كه در بيش از 207 شركت سهام داشت(همان)و بخش مهمي چون مسكن، مصالح ساختماني، بيمه، هتلها، اتومبيل و... را كنترل ميxadكرد.كنترل شديد دولت بر تمامي اركانxadاقتصاد باعث xadميxadشد كه مردم از مزاياي اقتصادي محروم شود.

3/7- تبدیل 800هزار کشاورز ایران به خرده مالکان بیxadزمین و واردکننده کالاهای غربی به ایران

3/8- تبدیل ایران به بازار کالاهای وارداتی غرب و فقدان کارخانهxadها و زیرساختxadهای اقتصادیxadخودکفا درکشور

2/9- شکلxadگیری اولین حلبیxadآبادها و حلبیxadنشینxadهای ایران در شهرهای بزرگ از دهه 1340

3/10- تورم شدید با نرخ سالانه 40 تا 50 درصد

3/11- 36 برابر شدن نرخ مسکن در دوران پهلوی

3/12- افزایش 700درصدی قیمتxadهای زمان شاه در یک سال

2/13- وام بلاعوض شاه به مبلغ 9 میلیارد دلار به استعمارگران در سال1974

3/14- اعطاء کمک یک و نیم میلیونی شاه به فاضلاب و حیوانات لندن

3/15- خروج 31 میلیارد دلار منابع ارزیxad به خارج از کشور

3/16- مالاندوزی؛ میراث شوم رضاشاه: نگاهی به اموال و داراییهایxadغیرمنقول خاندانxadپهلوی که در ایران ماند، نشاندهنده عمق و گسترش نگاه تمامیتخواه شاه نسبت به منابع و منافع ملی است. محمدرضا پهلوی در طول دوران سلطنتش، تقریباً در تمام آنچه در کشور فعالیت اقتصادی کلان و سرمایهگذاری مالی محسوب میشد، ذینفع بود و یا دستی بر آتش داشت.«محسن میلانی» قائل به وجود مثلث شانس در معادلات اقتصادی ایران است. در رأس این مثلث،دربار و در طرفین آن، صاحبان داخلی و خارجی صنایع قرار داشتند. بدون داشتن رابطه مالی با یکی از اعضای این مثلث، هیچکس را یارای در دست گرفتن یک پروژه صنعتی بزرگ در ایران نبود.

در نظامی که شاه، هم جایگاه اجرایی داشت، هم نمایندگان مجلس و فرماندهان نظامی را انتخاب میکرد و هم در قامت یک نهاد نظارتی، پیگیر اجرای قوانین و برنامههای مدنظرش بود، امکان نظارت بر اموالش، چه از طریق نهادهای رسمی و چه بهصورت غیررسمی و از طریق رسانهها، چیزی شبیه به شوخی بود. این وضعیت برآیند ساختار بسته هرم سیاسی و دست باز رأس این هرم در تخصیص منابع مالی به بخشهای دلخواهش بود؛ سنتیxadغلط که از شاهانxadقبلی و از جمله بنیانگذار حکومتxadپهلوی به پسرش رسیده بود.این رویه در دوران حکومت محمدرضا نیز تداوم یافت. ثروتاندوزی شاه و دربار پهلوی، ارتباطی وثیق با جریانxadفساد اقتصادیxadحاکم بر نظام سیاسی داشت. حتی میتوان گفت فساد مالی در دربار پهلوی دوم، گستردهتر از پهلوی اول بود؛ چراکه رضاخان تنها برخی اطرافیانش را وارد این دایره کرده بود، اما در حکومت پهلوی دوم، فساد و سوءاستفادههای مالی، در همه بدنه حکومت رسوخ کرده بود. با روی کار آمدن پهلوی دوم، بر اثر فشار افکارعمومی، شاه مجبور شد وانمود کند میخواهد اموالی که پدرش غصب کرده بود، به مردم برگرداند. او در همان ماه اول سلطنتش در اواخر شهریور1320، تمام املاک، مستغلات و کارخانجاتی را که از طریق پدرش به نام وی شده بود، به دولت وقت واگذارکرد تا در عمران و آبادانی کشور و امور خیریه صرف شود. اما با گذشت هفتxadسال، دولتxadلایحهای به مجلس فرستاد که براساسxadآن، بسیاریxadاز آن املاک و مستغلات به مالکیت محمدرضا پهلوی بازمیگشت.این لایحهxadدر20تیر 1328دریک ماده واحده به این ترتیب تصویب شد که اموال مزبور «موقوفه خاندان پهلوی»نامیده شود و عوایدناشی از این داراییها بهظاهرصرفxadامورخیریه گردد.محمدرضاپهلوی در سال1330، دستور تأسیس «سازمان املاک و مستغلات پهلوی»را جهت اداره داراییهای مذکور صادر کرد. از سوی دیگر افزایش قیمت نفت و سرازیرشدنxadپول به خزانه حکومت،این جاهطلبی و مالافزایی را تقویتxadکرد. شرکت ملی نفت به مدیرعاملی منوچهر اقبال، بخشی از درآمد نفت را محرمانه به حساب شاه واریز میکرد که در سال 1355، این مبلغ بالغ بر یک میلیارد دلار بود. در دهه آخر حکومت شاه، فساد بسیار رایجتر و جسورانهتر از گذشته شد. کاتوزیان به نقل از ابتهاج، رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه، مینویسد: «شاه ارتش را ملک خود و درآمدهای نفتی را متعلق به خودش میدانست. در بسیاری از موارد، خودم در تلویزیون دیدم که میگفت من، پول xadمن، نفت xadمن، درآمد من. او بههیچوجه معتقد نبود که xadدرآمدهاxad متعلق به مردم است.»

3/17- بنیادپهلوی و محفل قارونهای معاصر:پس از شاه، خاندان پهلوی در رتبه بعدی هرم فساد اقتصادی بودند که عمدتاً از طریق «بنیاد پهلوی»،ثروت بیشماری نصیب خود ساختند. بنیاد پهلوی که بهظاهر یک بنیاد خیریه بود، در سال 1337 جایگزین «اداره مستغلات و املاک پهلوی» گردید و جعفر شریفامامی ریاست آن را بهعهده گرفت. این بنیاد در عمل با تبدیل شدن به یک بنیاد خانوادگی و خصوصی، نقش تعیینکنندهای در مالاندوزی خانوادهپهلوی داشت. بنیاد پهلوی با در اختیار داشتن بانک عمران، یک از پایههای اصلی تجارت و سرمایهگذاری صنعتی در ایران بود. خانوادهپهلوی با استفاده از سرمایه این نهاد، در بیشتر شرکتها، کارخانهها و بانکهای داخل سهامدار بودند. دارایی بنیاد پهلوی در سال 1349 برابر با دو میلیون و 800 هزار دلار بود که در دو سال آخر حکومت شاه به سه میلیارد دلار رسید.بنیاد پهلوی که از 63 شاهپور، شاهدخت، عمو، عمه، خاله و داییزاده تشکیل میشد، در 207 شرکت سهم داشت و تحت لوای آن، 45 نفر از خانوادهxadپهلوی، 85 درصد شرکتها را در کنترل مستقیم یا غیرمستقیم داشتند.لیست کامل داراییهای بنیاد هیچگاه مشخص نشد.با این حال و با بررسی چند منبع مختلف، میتوان گفت که در20 شرکتxadبیمه و مؤسسات سرمایهگذاری،15 شرکتxadتولیدیxadصنایع فلزی از جمله شرکتهای جنرالموتورز ایران،12 شرکت کود شیمیایی و تولید لاستیک، 12 شرکت صنایع نساجی،10 شرکت معدنی،50 شرکت ساختمانی،46 شرکت صنایع غذایی و دامداری از جمله کشت و صنعت ایران، حدود 60 شرکت بازرگانی و خدماتی سهامدار عمده بود یا اینکه کلیه سهام را در اختیار داشت. بخشی از این شرکتها به شرح زیر است:

1ـ بانک عمران: سرمایه چهار میلیارد ریال، دارایی ۱۱۲/۱۱۰ میلیون ریال (اسفند 56)، بنیاد پهلوی کلیه سهام.
2ـ بانکxadایرانشهر:سرمایه سه میلیارد ریال،دارایی۷۴۷/۲۶ میلیونxadریال (اسفند 55)، بنیاد پهلوی 30 درصد سهام.
3ـ بانکxadداریوش:سرمایه پنج میلیاردریال، دارایی ۱۴۶/۲۴ میلیون ریال( اسفند 56)، بنیاد پهلوی سهامدار عمده.
4ـ بانک توسعه و سرمایهگذاری ایران: سرمایه ۰۴۰/۳ میلیون ریال، دارایی ۶۴۲/۲۱ میلیون ریال (اسفند 55)، بنیاد پهلوی جزء سهامداران

5ـ بانکxadاعتباراتxadایران:سرمایه دو میلیاردریال، دارایی۴۵۸/۱۲۳میلیونxadریال،شفیقها (فرزندان اشرف) سهامدار عمده.

6ـ بیمه ملی ایران: سرمایه 150 میلیون ریال، بنیاد پهلوی کلیه سهام.

7ـ شرکت عمران ترنیوال ایران: بنیاد پهلوی و سه شرکت خارجی سهامداران.

8ـ شرکت سرمایهگذاری عمران: بنیاد پهلوی سهامدار عمده.

9ـ شرکت ایرانشهر فینانس: بنیاد پهلوی جزء سهامداران.

10ـ شرکت آریالیسینگ: بنیاد پهلوی جزء سهامداران.

صد درصد سهام هتلهایی در تهران، شامل دربند، هیلتون، اوین و ونک و در ساحل دریای خزر، هتل جدید بابلسر، هتل قدیم و جدید چالوس، هایت خزر، هتل قدیم و جدید رامسر و نیز هتل خرمشهر، هتل شیراز، هتل مشهد، هتل بوعلی، هتلxadآبعلی، هتلxadشاهی، هتلxadآبعلی آمل، متل جدید سختسر و هتلهای قدیم و جدید گچسر نیز در اختیار بنیاد پهلوی قرار داشت. همچنین مجموعههای توریستی-تفریحی نمکآبرود چالوس، طرح عمران جزیره کیش (20 درصد)، باشگاه و کازینو رامسر و دهها پروژه عمرانی و صنعتی دیگر نیز در لیست اموال خاندان شاه در قالب بنیاد پهلوی قرار داشت.

3/18- تاج شاهی گرانقیمت و فلاکت عمومی: هزینههای سرسامآور دربار پهلوی به قدری بود که گاه وابستگان نزدیکxadآنان را به تعجب وامیداشت.«مینوصمیمی» از نزدیکانxadدربار پهلوی در کتابxadخاطرات خود با عنوان «پشت پرده تخت طاووس» میگوید:معمولیترین وسیله مورد استفاده شاه و ملکه در این مراسم، شنلهایی است که با قطعات الماس و یاقوت و زمرد تزیین شده است. طبق نوشته روزنامههای سوئیس، شاه در حالی قصد داشت به عنوان فرمانروای یک ملت فقیر و عقبافتاده تاجگذاری کند که جواهرات تاج مورد استفاده او را 3380 الماس، 388 مروارید، 5 زمرد و 2 یاقوت درشت تشکیل میدادند و روی تاج ملکه نیز که از طلا و پلاتین ساخته شده بود 1469 الماس،105 مروارید،36 زمرد و36 یاقوتxadداشت.درزمانی که تبلیغات گوناگون پیرامون واقعه تاجگذاری شاه از همه سوجریان داشت بسیاری از منابع مطلع در سوئیس به وجود فقر گسترده در ایران اشاره و بهخصوص فیلمهایی از تلویزیون سوئیس پخش میشد که وضع اسفناک زندگی هموطنانم را به معرض تماشا میگذاشت. این فیلمها که مسلماً به صورتxadمحرمانه دور از چشم ساواک و بدون گذر از صافی سانسور رژیم توسط خبرنگاران خارجی از مناظر تأثرانگیز کشورم تهیه شده بود، واقعیتهای موجود در ایران را مجسم و پرده خوش آب و رنگی را کنار میزد که رژیم شاه آن را برای پوشاندن حقایق تلخ و ناگوار بر سراسر ایران گسترده بود. من در فیلمهایی که زندگی مردم ایران را در خانههای گلی بدون برق و آب و بهداشت نشان میداد با مشاهده کودکانی که با پای برهنه در کوچههای تنگ انباشته از زباله بازی میکردند واقعاً متأثر میشدم و از خود میپرسیدم با وجود چنین شرایط اسفناکی در ایران، شاه چگونه توانسته تصمیم به تاجگذاری بگیرد و خود را شاه شاهان بنامد؟!...»

3/19- برگزاریxadجشنxadهاى2500 ساله شاهنشاهىxadبا هزینه گزاف: در پاييز سال1350 محمدرضاشاه، سالگرد 2500 ساله شاهنشاهىxadايران را با شكوه كمxadنظيرى در محل پرسپوليس(تخت جمشيد) جشن گرفت.که شرح اش اشاره گردیده است.George W.Ball; The Past has another Patte; Memories, New York; W.W. Norton 1982 , p.435. آيت اللهxadروحxadالله خمينى،طى بيانيه اى كه از تبعيد (عراق) منتشر كرد، جشن شاهنشاهى را محكوم نمود و از مردم ايران خواست عليه رژيم غارتگر پهلوى تظاهرات برپا كنند.آيتxadالله، با اشاره به تظاهراتxadدانشجويان ايرانى و مضروب شدن آنها به وسيله پليس و مامورينxadامنيتىxadگفت:«تنها گناه اين دانشجويان نشانxadدادن مخالفت با جشنهاى2500 ساله بود.ما، به اين جشنها نياز نداريم، براى گرسنگان كارى بكنيد.ما نمى خواهيم بر روى نعش ملت ما جشن بر پا كنيد»Iran Report. Autumn 1971,p.1.( منبع:تاريخ سياسى بيست و پنج ساله ايران، ج 1، ص 345 ، نويسنده: غلامرضا نجاتى) به طورکلیxadدر عرصه اقتصادی تشديد بيxadعدالتي و تبعيض در جامعه وشكاف طبقاتي و ضربه به اقتصاد كشور و تخريب صنعتxadكشاورزي كشور و تشويق به مهاجرت از روستاها به شهرها ، تك محصولي شدن اقتصاد كشور و وابستگي شديد اقتصادي به آمريكا نيز از جمله خيانتهاي شاه به مردم و كشور محسوب ميxadگردد (ر.ك.به رويش ،درآمدي بر كارآمدي نظام جمهوري اسلامي، علي اكبر كلانتري ،قم: نشر معارف و كتاب 25 گفتار پيرامون انقلابxadاسلامي و سيماي پهلوي ، ژرار دو ويليه ترجمه عبدالرحيم ميهن يار ، تهران :بهxadآفرين) يكي از عوامل مهم كمتر توسعه يافتگي ايران ناشي از فساد رژيم xadپهلويxadدر ابعاد مختلف و فساد وابستگانxadرژيم،وابستگىxadبهxadغرب و وجود درآمدهاى نفتى منشاء انواع تخريبها در نظامxadاقتصادى ايران شده كه آثار بسيارى از آنها همچنان تداوم يافته است و مى تواند منشاء آسيبهاى براى آينده انقلابxadاسلامى ايران گردد.

جزوه انقلاب اسلامی: جلسه نهم قسمت4...

ما را در سایت جزوه انقلاب اسلامی: جلسه نهم قسمت4 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 165 تاريخ: جمعه 10 اسفند 1397 ساعت: 12:59

صفحه بندی